عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
41
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
سر حدات دول سرحد قريهء قهرود مذكور شد و يكطرف آن كوه قراء خمسه بود همه جا خاك خارج را بقراء خمسه ناميده كه خواننده حيران نشود و مستمع را به سهولت مطلب مفهوم گردد و كوه ديگر قهرود كوه جوره است و كوه پشت جوره و اين نيز كوهى است كه آن طرفش خاك قراء خمسه و اين طرفش قريهء قمصر است و در آن قلعهء بزرگى است كه در قديم الايام از سنگ ساختهاند . و اما كوههاى قريهء قمصر به اين ترتيب است : كوه موسوم به اندر و كوه دره كبود و كوه بون كرى و كوه ميدان كه در بالا سر مزرعهء كجكان است ، و كوه امروده ، كوه اشك و كوه اسبين كه اصل قريهء قمصر ميان اين دو كوه افتاده ، و كوه يساربند و كوه يمين بند كه بند قمصر رود كه از پيش معروض گشت در ميان اين دو كوه واقع است . كوه يساربند [ 40 پ ] عبارت است از آن كوهى كه در طرف شرقى بند واقع شده و متصل است به كوه شاهسواران و كوههاى بلوك نطنز و اما شاه سواران يكتن از امامزادگان واجب التعظيم است كه در عهد خلفاى جور از مسكن و وطن خود متوارى و فرارى [ شده ] در بلاد بعيده بلكه از بيم جان خود در قلل جبال بسر ميبرده . مباشرين حكام ديوانى مطلع گشته او را در سر آن كوه بدست آورده بشرف شهادت رسانده در همان مكان شريف كه مشرف بر چشمهء آب و مزار و اشجارى است كه معبد آن بزرگوار بوده او را دفن نموده و در زمان سلاطين صفويه كه صفحهء ايران از غبار جور و طغيان و تقيه مصفا و مزكا گرديد قعله و گنبد و بارگاهى بر سر مرقد مطهرش ساختهاند و الى زماننا